تبلیغات
☆☆دختر بارونی☆☆ - خالق نگاه
خالق نگاه
می سوزم از سکوت غزل پوشی آتشین
این شعله های سرکش عشق است نازنین !
حوای عاشقم که به شوق تو قرن هاست
مطرود از بهشتم و آواره در زمین
عمری هزار ساله به پایت گذشت و باز
چشم انتظار مانده ام ، عاشق ترم ببین
افسوس ای غزال غزل خوان بخت من
صیاد سرنوشت نشسته است در کمین
تو خالق نگاه پر از موج دو شبنمی
ای شور چشم های تو شیدای آفرین
هرگز نگویمت که به چشمم قدم گذار
تو عین هردو چشم منی ای نازنین ترین !
بین هزار راه رسیدن گذر یکی ست
این بار راه رفتن من را تو برگزین
نوشته شده توسط آوا در سه شنبه 23 بهمن 1386 و ساعت 08:02 ق.ظ [+] | نظرات ()
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت-