تبلیغات
☆☆دختر بارونی☆☆ - مطالب تک بیت
تک بیت ها

گر چه عشاق در این شهر زیادند بسی
آنچه من دیده ام از عشق ندیدست کسی

درد پیری را جوانی می کند درمان و بس
آه کاین درمان نباشد در دکان هیچ کس

سادگی آسون اما ساده موندن خیلی سخته
هوس و بیرون دروازه نشوندن خیلی سخته

چراغی را که ایزد برفروزد
هر آنکس پف کند ریشش بسوزد

ما چون دو دریچه رو به روی هم
آگاه ز هر بگو مگوی هم
هر روز سلام و پرسش و خنده
هر روز قرار روز آینده
اکنون دل من شکسته و خستست
زیرا یکی از دریچه ها بستست
نه مهر فزون ، نه مهر جادو کرد
نفرین به سفر که هرچه کرد او کرد


فراز و نشیب بیابان عشق دام بلاست
کجاست شیر دلی کز بلا نپرهیزد


کردم از عقل سوالی که بگو ایمان چیست؟
عقل در گوش دلم گفت که ایمان ، ادب است.

نوشته شده توسط آوا در دوشنبه 19 فروردین 1387 و ساعت 05:04 ق.ظ [+] | نظرات ()
ویرایش شده در تاریخ چهارشنبه 21 فروردین 1387 و ساعت04:04 ق.ظ
گذشت

گذشت و بردباری را عزیزم از درخت آموز
که سایه از سر هیزم شکن هم بر نمی دارد

نوشته شده توسط آوا در چهارشنبه 22 اسفند 1386 و ساعت 09:03 ق.ظ [+] | نظرات ()
ویرایش شده در تاریخ شنبه 10 فروردین 1387 و ساعت08:03 ق.ظ